|
|
|
|
|
ساقی نامه Lyrics |
بيا ساقی آن می که حال آورد / کرامت فزايد کمال آورد به من ده که بس بیدل افتادهام / وز اين هر دو بیحاصل افتادهام
دم از سير اين دير ديرينه زن / صلايی به شاهان پيشينه زن نه تنها شد ايوان و قصرش به باد / که کس دخمه نيزش ندارد به ياد
بيا ساقی آن آتش تابناک / که زردشت میجويدش زير خاک به من ده که در کيش رندان مست / چه آتشپرست و چه دنياپرست میام ده مگر گردم از عيب پاک / بر آرم به عشرت سری زين مغاک
بيا ساقی آن بکر مستور مست / که اندر خرابات دارد نشست به من ده که بدنام خواهم شدن / خراب می و جام خواهم شدن
مغنی از آن پرده نقشی بيار / ببين تا چه گفت از درون پردهدار سر فتنه دارد دگر روزگار / من و مستی و فتنه چشم يار
مغنی نوای طرب ساز کن / به قول وغزل قصه آغاز کن چنان برکش آواز خنياگری / که ناهيد چنگی به رقص آوری که حافظ چو مستانه سازد سرود / ز چرخش دهد زهره آواز رود که حافظ چو مستانه سازد سرود / ز چرخش دهد زهره آواز رود که حافظ چو مستانه سازد سرود / ز چرخش دهد زهره آواز رود | |
ارسال متن توسط : Mojilo (مجیلو)
|
|
|