|
|
|
|
|
عشق اما پیداست Lyrics |
سازهاي غربت ، سازهاي ناكوك شعر، بادامي تلخ ، سوگوارِ دلپوك برگها زردِ زرد ، وقتي هوا نيست بوسه سردِ سرد ، صدا صدا نيست زخم هم چه بيهوش ، هيچ كس با ما نيست شب چنان تيره ، كه شب پيدا نيست شب هم پيدا نيست،... شب هم پيدا نيست.... عشق اما پيداست عشق اما پيداست حرف حرفِ فرداست كارِ بچه هاست طاق ها بي كاشي ، راه ها مثل هم حرف ها شاعر كش ، بغض ها بي شبنم دست ها افتاده ، سرها خميده چشم ها خشكيده، عطرها پريده ماه هم دورِ دور ، آه اما نزديك روز هم بي روزن ، سرد ، سرد و تاريك چه سرد و تاريك، چه سرد و تاريك عشق اما پيداست عشق اما پيداست حرف حرفِ فرداست كارِ بچه هاست دستِ نقاش از همه تنها تر ، پرده ها را شسته زيرِ باران آخرين شاعر پريد و دود شد ، شعرش از هر دشنه اي آويزان شاپرك افتاده در جوهردان ، ياسِ بي سر، وقفِ مرهم گاه اي يقين سبز مثلِ معجزه ، سايه ي آمدنِ تو در راه روز بايد باشد ، عشق اما پيداست .... | |
فرستنده متن : زمزمه
|
|
|
|