|
|
|
|
|
گریزان Lyrics |
نخواهم كه دگر پا به سر كوي تو بگذارم سپارم دل خود دست غم و دست تو نسپارم نيارم من بي نام و نشان نام تو را به زبان در آن دم كه شوي از غم من خسته دل و نالان كه رسيد از غم تو به لبم جان
از دام تو جستم من ديوانه رفتم شدم از خانه رفتم تا با من شيدا شدي ديوانه رفتم شبي مستانه رفتم با اين دل درد آشنا رفتم من از شهر آشنا ريزم سرشك غم چرا بر دامن
رفتم من اي پيمان شكن بگذشتام از عشق تو هم ديگر مگو ازمن سخن بر شرر من
گفتي يادت كنم با نامه اي شادت كنم از محنت آزادت كنم در هجران رفتم كه از يادم روي آوازي از من نشنوي گاهي چو من همدم شوي با غم جهان
به خدا پس از اين دل خود ندهم به كسي نبود به دل من هوسي
| |
ارسال متن توسط : اسحاق (ISSAC ) منصوركيايي (MANSOURK
|
|
|
|