|
|
|
|
|
سیاهی Lyrics |
وقتي صبح ميرسه ماه آسمون نفس لحظه آخر ميکشه واسه اين خسته ترين مرد زمين واسهء چادر غم سر ميکشه عمريه توي دلم سرد و سياه از سپيدي ها شناختي ندارم هرجا ميرم همه جا سياهيه واسه اينه که سياهو دوست دارم
اول هر چي برام آخريه افقم هميشه خاکستريه بين اين سياهي رنگهاي ديگه واسه من هميشه ناباوريه متلاشي شدن عاطفه رو ميبينم کم کم و گريه م ميگيره گاهي گريه ميشه بهترين دوا جايي که عاطفه کم کم ميميره پشت اين پنجرهء ساکت و سرد پره بغضم دارم آتيش ميگيرم واسه تنهائي به دنيا اومدم حالا هم تنهاتر از تنهائيم
عمريه روزهاي من سرد و سياه ار سپيدي ها شناختي ندارم هرجا ميرم همه جا سياهيه واسه اينه که سياهو دوست دارم اول هرچي برام آخريه افقم هميشه خاکستريه بين اين سياهي رنگهاي ديگه واسه من هميشه ناباوريه.... | |
ارسال متن توسط : مهدی دلکوک
|
|
|
|