|
|
|
|
|
شبهای گلبندک Lyrics |
شب هاي گلبندك جه ناتموم كنار هم تو هم قهوه خونه
ي استكان چايي از دست صادق خستگي كارو از تن مي رونه
گپ زدن هاي تلخ با كل محمد از بي وفايي دور زمونه
آه غم مشتي تو دود سيگار از اون تهاي دل به آسمونه
شهرها مي شه آباد با دستهاي ما چه جاده ها مي سازيم چقدرها خونه
نصيبمون اما از اين همه هيچ نه خونه اي داريم نه آشيونه
غريب و تو غربت دور از ولايت شعريه كه صادق همش مي خونه
واسه زن و فرزند دلا شده تنگ از دوري شان پنهون اشكها روونه
به زير لب پرسيد يكي با حسرت از ماها چي بعدها مي خواد بمونه
جواب دادش ياور كي گفته دنيا به كام ما اينجور تلخ بايد بمونه
اين شب هاي سرد چله بزرگه با همه یلداییش باز بی دوومه
شب هاي گلبندك جه ناتموم كنار هم تو قهوه خونه
ي استكان چايي از دست صادق خستگي كار و از تن مي رونه
| |
ارسال متن توسط : اسحاق (ISSAC ) منصوركيايي (MANSOURK
|
|
|
|