|
|
|
|
|
|
|
تب و جون Lyrics |
مبارکت ای صبور شب ها به صبح تابان رسیدی آخر زتن پراکندگی گذشتی به مطلق جان رسیدی آخر * * * سری نداری تنی نداری به غیر خود دشمنی نداری شمیم پیراهنی نداری ولی به کنعان رسیدی آخر
* * * دریچه ای شعله ور گشودی به عشق و آتش جگر گشودی ز بستر سینه پر گشودی به زیر دندان رسیدی آخر * * * به خفته در شعله های خونم گدازه های تب و جنونم هزار ابر از دلت برآمد به گل به باران رسیدی آخر
تو خواب سر سبز همیشه رودی بهار فردای بیشه بودی در ابتدای همیشه دوری ولی به پایان رسیدی آخر
| |
فرستنده متن : مهدی مرادپور
|
|
|
|
|
| سایت مرتبط علیرضا افتخاری |
| -> افتخاری دات کام
|
| ایران ترانه با سایت های فوق ارتباطی ندارد. |

IranSong on Facebook

IranSong on Twitter
|