|
|
|
|
|
سرود هستی Lyrics |
بی تو مانده ام در کرانه ی اشک و آه جانسوز سوز سینه ام شعله میکشد از دل شب و روز
چه گویم برای تو از این دل رمیده که آهش ز دست غم به کبریا رسیده
همه عشق و دلدادگی پرتو زندگی از رخ تو دمیده
چه گویم برای تو از این دل رمیده که آهش ز دست غم به کبریا رسیده
همه عشق و دلدادگی پرتو زندگی از رخ تو دمیده
ای جوانه ی باغ زندگی ای سرود هستی ای ترانه ی جاودانه ی عاشقی و مستی
تو ای آه سینه سوز دمی رهایم کن تو ای عشق جان فرا بیا و صدایم کن
بیا با شکسته دل تو مهربانی کن بیا با نوای جان تو همزبانی کن
ای جوانه ی باغ زندگی ای سرود هستی ای ترانه ی جاودانه ی عاشقی و مستی
بی تو مانده ام در کرانه ی اشک و آه جانسوز سوز سینه ام شعله میکشد از دل شب و روز
چه گویم برای تو از این دل رمیده که آهش ز دست غم به کبریا رسیده
همه عشق و دلدادگی پرتو زندگی از رخ تو دمیده
چه گویم برای تو از این دل رمیده که آهش ز دست غم به کبریا رسیده
همه عشق و دلدادگی پرتو زندگی از رخ تو دمیده
ای جوانه ی باغ زندگی ای سرود هستی ای ترانه ی جاودانه ی عاشقی و مستی
بیا ای سپیده ام چشات غم انگیز است که خنده ات به جان و دل بهار دلریز است
بیا ای طنین جان نوای تارم باش در این سردی خزان تو نوبهارم باش
ای جوانه ی باغ زندگی ای سرود هستی ای ترانه ی جاودانه ی عاشقی و مستی
ای جوانه ی باغ زندگی ای سرود هستی ای ترانه ی جاودانه ی عاشقی و مستی
ای جوانه ی باغ زندگی ای سرود هستی ای ترانه ی جاودانه ی عاشقی و مستی
| |
فرستنده متن : کورش
|
|
|
|