|
|
|
|
|
|
|
گرفتار Lyrics |
وقتی که ، دستای باد ، قفس مرغ گرفتارو شکست ، شوق پروازو نداشت وقتی که چلچله ها ، خبر فصل بهارو می دادن ، عشق آوازو نداشت دیگه آسمون براش ، فرقی با قفس نداشت واسه پرواز بلند ، تو پرش هوس نداشت شوق پرواز ، توی ابرا ، سوی جنگلای دور دیگه رفته از خیال اون پرنده صبور اما لحظه ای رسید ، لحظه پریدن و رها شدن ، میون بیم و امید لحظه ای که پنجره ، بغض دیوارو شکست نقش آسمون صاف ، میون چشاش نشست مرغ خسته پر کشید و افق روشنو دید تو هوای تازه دشت ، به ستاره ها رسید لحظه ای پاک و بزرگ ، دل به دریا زد و رفت با یه پرواز بلند تن به صحرا زد و رفت | |
فرستنده متن : محمد
ارسال MP3 توسط : مریم بیگ محمدی
|
|
|
|
|
| سایت مرتبط فریدون فروغی |
| -> فریدون دات کام
|
| ایران ترانه با سایت های فوق ارتباطی ندارد. |

IranSong on Facebook

IranSong on Twitter
|