|
|
|
|
|
|
|
افسانه Lyrics |
تا ربودی دل ز دستم با غمت از پا نشستم روز و شب از جام عشقت مست مستم مست مستم نقش هستی را تو خوانی راز مستی را تو دانی
هر زمان در جست و جويت چون نسيم آيم به کويت همره صد کاروان دل ره نمی يابم به سويت ناله گرم از آه من شد چلچراغ راه من شد
من و دل همنوای می پرستان تو و گل پرده دار راز بستان ديده مرواريد باران چيده در باد بهاران سبزه با ياد تو رويت قصه از عشق تو گويد
بشنو اين افسانه ام را ناله مستانه ام را با تو دل همخانه گشته همدم پيمانه گشته در جان آشنايی از جهان بيگانه گشته
روی تو خورشيد جانم جلوه گر در آسمانم ای فروزان کوکب من پرتو افکن در شب من تا ببينی زآتش غم شعله در تاب و تب من
گل فشان شد کوچه باغ خاطر من شعله ور کن زآتش دل ساغر من ساغر گل آفرين گل پرور من
تا ربودی دل ز دستم با غمت از پا نشستم روز و شب از جام عشقت مست مستم مست مستم نقش هستی را تو خوانی راز مستی را تو دانی
هر زمان در جست و جويت چون نسيم آيم به کويت همره صد کاروان دل ره نمی يابم به سويت ناله گرم از آه من شد چلچراغ راه من شد
| |
فرستنده متن : مهران محمدی
|
|
|
|
|
| سایت مرتبط علیرضا افتخاری |
| -> افتخاری دات کام
|
| ایران ترانه با سایت های فوق ارتباطی ندارد. |

IranSong on Facebook

IranSong on Twitter
|