|
|
|
|
|
|
|
امید Lyrics |
تو رفتي ديگري آمد كه او هم مي رود فردا دلم ديگر به تنگ آمد از اين بدرود جان فرسا
به دنبال تو بي پروا هزاران ره كه پوييدم نسيم وساق هر گلشن هزاران غنچه بوئيدم
به دلم اميد دادم غزل و ترانه خواندم به ميان دشت سينه گل آرزو نشوندم
به لب نام تو آوردم چه در مستي چه هوشياري نبودي از نظر غائب چه در خواب وچه در بيداري
تو اما راه خود رفتي چو رودي سوي دريا ولي من ساكت و خاموش بسان باد صحرا
به دلم اميد دادم غزل و ترانه خواندم به ميان دشت سينه گل آرزو نشاندم
تلاشي بي ثمر كردم وليكن غصه باقي ماند خروش وبانگ وفرياد وحديث وقصه باقي ماند
زپا افتاده ام ديگر نوائي سر نخواهم داد درختي بي ثمر هستم كه ديگر برنخواهم داد
به دلم اميد دادم غزل و ترانه خواندم به ميان دشت سينه گل آرزو نشاندم به دلم اميد دادم به دلم اميد دادم | |
فرستنده متن : مهدي
|
|
|
|
|
| سایت مرتبط حميرا |
| -> حمیرا دات کام
|
| ایران ترانه با سایت های فوق ارتباطی ندارد. |

IranSong on Facebook

IranSong on Twitter
|