|
|
|
|
|
لحظه ء موعود Lyrics |
ياد آن لحظه ي موعود به خير که تو بودي و من و تنهايي کاش يک بار دگر برگردي با همان حالت بي پروايي
رفتنت دار و ندارم را برد آخرين برگ بهارم را برد همه را برد فقط مانده به جان سينه اي خسته ولي سودايي
من از آغاز دلم مست تو بود از ازل عاشق و پابست تو بود من نگويم که نبودم رسوا بودم اما نه به اين رسوايي
جلوه ات قاعده ي اميد است سينه ات آينه ي خورشيد است مانده ام تا به که همتاز کنم اي دلت آيت بي همتايي
هر کجا چشم که وا ميکردم تو به همراه نگاهم بودي همه جا از دل خود پرسيدم.. چيست اين..چيست اين..چيست اين خاطره ي رويايي
هر کجا چشم که وا ميکردم تو به همراه نگاهم بودي همه جا از دل خود پرسيدم.. چيست اين..چيست اين..چيست اين خاطره ي رويايي
| |
فرستنده متن : افسانه
|
|
|
|