|
|
|
|
|
برکه Lyrics |
رخشد سینه ام، چون آیینه ام
همنشین گل، هم پیاله ی سبزه و گیاهم
برکه ام، من آئینه ی رخ آفتاب و ماهم
می رقصد، در تن بلورم، تصویر پیکر درختان
می خندد، هر سحر به رویم، لب های غنچه های لرزان
همنشین گل، هم پیاله ی سبزه و گیاهم
برکه ام، من آئینه ی رخ آفتاب و ماهم
گلبرک آیینه ی من، چهره پا گرفته
پیکر من، عطر گل تازه را گرفته
باد صبا از رخ من، بوسه ها گرفته
آاااااااااااااااااه
نشسته ام من، به آرزویی
که چون نسیمی، روم به سویی
به برکه ی دشتی دیگر پیوندم
میان دشتی، دگر نشینم
که آسمانی، دگر ببینم
که گلبنی دیگر، بیند لبخندم
فتاده ام از پا، چو مست باده
خدا مرا بال و پری نداده
کجا روم در این صحرا؟ پابندم
رخشد سینه ام، چون آیینه ام
همنشین گل، هم پیاله ی سبزه و گیاهم
برکه ام، من آئینه ی رخ آفتاب و ماهم
می رقصد، در تن بلورم، تصویر پیکر درختان
می خندد، هر سحر به رویم، لب های غنچه های لرزان
همنشین گل، هم پیاله ی سبزه و گیاهم
برکه ام، من آئینه ی رخ آفتاب و ماهم
آاااااااااااااااااه
نشسته ام من، به آرزویی
که چون نسیمی، روم به سویی
به برکه ی دشتی دیگر پیوندم
میان دشتی، دگر نشینم
که آسمانی، دگر ببینم
که گلبنی دیگر، بیند لبخندم
فتاده ام از پا، چو مست باده
خدا مرا بال و پری نداده
کجا روم در این صحرا؟ پابندم
کجا روم در این صحرا؟ پابندم | |
فرستنده متن : محمد مسیح
|
|
|
|