|
|
|
|
|
|
|
دل Lyrics |
در این شام سیه، من بی دلی گم کرده راهم خداوندا تویی در این بلا تنها پناهم نه کس پُرسد ز اشکم، نه کس پُرسد ز آهم تو آگاهی خدایا از این حال تباهم
نه صحبت اهل دلی، نه غم گساری، نه آشنایی نه در بَرَم هم نفسی، تو ای شب غم عجب بلایی
دل من، بلای من گشتی غم جان برای من گشتی دل من، بلای من گشتی غم جان برای من گشتی در آتشم از تو، ای دل بسوزی چه می کشم از تو، ای دل بسوزی
من بی سامان از تو ام، آشنای هجران در این هجران کِی رَسَد کار من به سامان دگری نکند یادم، چه کنم؟ تو هم ار ندهی دادم، چه کنم؟
چه کنم که دلم شده دشمن جانم چه کنم که ز دل جدایی نتوانم چه کنم که ز دل جدایی نتوانم | |
ارسال متن توسط : Marzieh .f
|
|
|
|
|
| سایت مرتبط مرضيه |
| -> مرضیه دات کام
|
| ایران ترانه با سایت های فوق ارتباطی ندارد. |

IranSong on Facebook

IranSong on Twitter
|