|
|
|
|
|
|
|
حامی Lyrics |
مي دونم كه يك نفر هست زير اين گنبد سنگي كه مياد رو آسمونم مي كشه يه قوس رنگي اون كه از تبار دريا ، اون كه از نسل ستاره س وقتي باشه هر دقيقه يه تولد دوباره س اون كه آينه ي اتاقم از حضورش بي نصيبه توي اينه من نشستم اما من با من غريبه
فرصتي نمونده اي عشق ! اين صدا صداي مرگه آخرين فصل جوانه ، فصل جون دادن برگه از تو قصه ها طلوع كن تا غروب من بميره زير خاكستر سردم ، شعله ي تو جون بگيره
يكي بايد اينجا باشه كه من رو بدزده از من با من از خودم خودي تر ، بين تن باشه و پيرهن يكي بايد اين جا باشد كه شب رو كم كنه از روز روز تازه يي بياره جاي اين روز غزلسوز يكي بايد اينجا باشه ، اوني كه مثل كسي نيست وقت سر دادن آواز مثل اون همنفسي نيست
فرصتي نمونده اي عشق ! اين صدا صداي مرگه آخرين فصل جوانه ، فصل جون دادن برگه از تو قصه ها طلوع كن تا غروب من بميره زير خاكستر سردم ، شعله ي تو جون بگيره | |
فرستنده متن : محمد نویری
|
|
|
|
|
| سایت مرتبط حامی |
| -> حامی دات کام
|
| ایران ترانه با سایت های فوق ارتباطی ندارد. |

IranSong on Facebook

IranSong on Twitter
|