|
|
|
|
|
|
|
لحظه شمار Lyrics |
ای لحظه شمار از تو سیرم من با هر ضربه تو یه لحظه پیرم من تا دنیا سر جاش باشه تو خواهی بود تو جاودانه ای اما میمیر م من
مگر طلوع خورشید و رو دریا تماشا تماشا نکردی? تو با ستاره ها و کوه وصحرا مدارا مدارا نکردی تو با نیک و بد هستی تو لحظه های سر مستی ودیدی دیدی ومی بینی تو خود فاتح و مغلوب تو ایام بد و خوب و دیدی-دیدی و می بینی تو که لحظه لحظه عمرم رو شمردی واسه قصه های من غصه نخوردی تو که گریه ی تولدم رو دیدی خنده های کودکانه ام شنیدی یادته تو اون روزای نوجوونی که همش گل بود وعشق و مهربونی رنج انتظار رو با جون میکشیدم چقدر هراس کردم برای رسیدن لحظه ی دیدار به تو التماس کردم نه سیاهی شب و نه صبح پر نور نه شکوه خلقت و نه سردی گور نه ابهت جهان آفرینش ای زمان شمار تو را نکرده مغرور یادته تو اون شب سرد زمستون که گلا خشکیده بودن توی گلدون برای پریدن مرغ گرفتار چقدر هراس کردم وقت خاموشی دنیا تو یه لحظه به تو التماس کرد ای لحظه شمار-------می میرم من2 | |
فرستنده متن : miremad fakhr tehrani
|
|
|
|
|
| سایت مرتبط علیرضا افتخاری |
| -> افتخاری دات کام
|
| ایران ترانه با سایت های فوق ارتباطی ندارد. |

IranSong on Facebook

IranSong on Twitter
|