|
|
|
|
|
|
|
تصنیف Lyrics |
گر همچو من افتادۀ اين دام شوی اي بس كه خراب باده و جام شوی ما عاشق و رند و مست و عالم سوزيم با ما منشين اگر نه بد نام شوِی
گر با غم عشق سازگار آيد دل بر مركب آرزو سوار آيد دل گر دل نبود كجا وطن سازد عشق گر عشق نباشد به چه كار آيد دل
دانی كه به ديدار تو چونم تشنه هر لحظه به ديدنت فزونم تشنه من تشنۀ آن دو چشم مخمور توام عالم همه زين سبب به خونم تشنه
با آن كه دلم در غم عشقت خون است حسن تو ز ادراك خرد بيرون است در زلف تو بيچاره غريب است دلم يا رب كه در آن شام غريبم چون است
گر همچو من افتادۀ اين دام شوی اي بس كه خراب باده و جام شوی ما عاشق و رند و مست و عالم سوزيم با ما منشين اگر نه بد نام شوِی
گر با غم عشق سازگار آيد دل بر مركب آرزو سوار آيد دل گر دل نبود كجا وطن سازد عشق گر عشق نباشد به چه كار آيد دل
| |
فرستنده متن : امين
ارسال MP3 توسط : ra ra
|
|
|
|
|
| سایت مرتبط علیرضا افتخاری |
| -> افتخاری دات کام
|
| ایران ترانه با سایت های فوق ارتباطی ندارد. |

IranSong on Facebook

IranSong on Twitter
|