|
|
|
|
|
|
|
رازو نیاز Lyrics |
دلم مي خواست بر بال زمانه دلم مي خواست بر بال زمانه سپارم دل بسوي بي کرانه بکوبم خانه داده خداوند بکوبم خانه داده خداوند بگيرم دامنش را بي بهانه خداوندا تو را آتش فروزي زده آتش زهرسو آشيانه خداوندا اگر بال و پرم سوخت همه نام تو است در اين ميانه خداوندا مسوزان خانه ام را که ويرانگر تويي در اين ميانه اگر امروز غربت راه عشق است شده معواي گردان شبانه اگر امروز در دشت جنوبم بهر سو مي گشد آتش زبانه اگر امروز سرو خاطراتم خميده گشده بر دار زمانه اگر امروز جان مهربانم شده در بندت دژخيم زمانه همه نام تو است بر لب بهانه اگر در جنگل سبز شمالم نشسته خون کران تا بي کرانه همه نام تو است بر لب بهانه همه ياد تو است در اين ميانه خداوندا فنا کن هر چه کرديم که مردم زين بساط خودسرانه خداوندا تو را آتش فروزي زده آتش زهرسو آشيانه خداوندا اگر بال و پرم سوخت همه نام تو است در اين ميانه خداوندا مسوزان خانه ام را که ويرانگر تويي در اين ميانه اگر امروز غربت راه عشق است شده معواي گردان شبانه اگر امروز در دشت جنوبم بهر سو مي گشد آتش زبانه اگر امروز سرو خاطراتم خميده گشده بر دار زمانه اگر امروز جان مهربانم شده در بندت دژخيم زمانه همه نام تو است بر لب بهانه اگر در جنگل سبز شمالم نشسته خون کران تا بي کرانه همه نام تو است بر لب بهانه همه ياد تو است در اين ميانه خداوندا فنا کن هر چه کرديم که مردم زين بساط خودسرانه خداوندا فنا کن هر چه کرديم که مردم زين بساط خودسرانه | |
فرستنده متن : angirnane
|
|
|
|
|

IranSong on Facebook

IranSong on Twitter
|