|
|
|
|
|
|
|
یکی بود یکی نبود Lyrics |
يکي بود يکي نبود يکي بود يکي نبود زير گنبد کبود يه عروسک قشنگ نشسته بودش ابروهاش مثل کمون زير سقف آسمون چشماشُ به راه قصه دوخته بودش اون عروسک عاشقه يا تو اونکه فرقي نداره با تو دست رو دست گذاشتيُ موندي که يکي بفهمه حرفاتُ تو همون عروسکي که با حرف الکي منُ مثل سايه دنبالت کشوندي گفتي با تو صادقم گفتي خيلي عاشقم اما عاشق نبودي پيشم نموندي من ديگه غريبه ام با تو فاصله داره دلم تا تو دست رو دست گذاشتيُ موندي يکي باور کنه حرفاتُ عروسک جون نداره سروسامون نداره تا کجا مي تونه چشم به راه بمونه خيلي وقته بي صداس انگار از دنيا جداس تو دلش گلايه داره از زمونه تويي که دل نداري منُ تنها مي ذاري تو سينه ت به جاي دل يه تيکه سنگ داري من که حرفي ندارم باز بگو دوست دارم هنوزم قشنگِ اين دروغ تکراري من ديگه غريبه ام با تو فاصله داره دلم تا تو دست رو دست گذاشتيُ موندي يکي باور کنه حرفاتُ | |
فرستنده متن : مهتاب
|
|
|
|
|

IranSong on Facebook

IranSong on Twitter
|