|
|
|
|
|
باغ خاکستر Lyrics |
شبه روييدن هجرت شبه از ريشه پژمردن شبه تن پوش نو کردن ولی باز از درون مردن
کجا برگردم از وحشت از اين مرداب خاموشي چه پنهان شد صداي من چه عريان شد فراموشي
کجا برگردم از وحشت چراغ عشق روشن نيست نه همراه و نه هموحشت کسي جز مرگ با من نيست
رداي مرگ ميپوشم برهنه زير اين خنجر خداحافظ شب تفته سلام اي باغ خاکستر
اگر دور و اگر نزديک تو را جز خود نمی دانم چنان گم ميشوم در تو که پيدا نيست پايانم
گرفتار تو ام اما که سرشارم از آزادي خداوند جهانم من در اين ويرانه آبادي
کمک کن اي سبکدامن جهان از سینه بردارم که از اندوه لبريزم که از شب گريه سرشارم
غريبه..ابر سنگينم پرم..!! اما نمي بارم.. | |
فرستنده متن : افسانه
|
|
|
|