ندونسته دلم رو به غريبه سپردم اون غريبه رو ساده شمردم گول چشم سياهشو خوردم رفت از اين شهر که دلم رو به خون بکشونه جون من رو به لب برسونه جاي ديگه آتيش بسوزونه
ندونستم که غريبه , هرچي باشه يه غريبست ندونستم که غريبه , هرچي باشه يه غريبست
يه غريبه اومد از راه با من آشنا شد با تموم خستگيهاش با من همصدا شد خونه دل از محبت گرم و با صفا شد به غرور گذشته رسيدم , به هواي گذشته پريدم چي بگم ......
ندونستم که غريبه , هرچي باشه يه غريبست ندونستم که غريبه , هرچي باشه يه غريبست
ندونسته دلم رو به غريبه سپردم اون غريبه رو ساده شمردم گول چشم سياهشو خوردم رفت از اين شهر که دلم رو به خون بکشونه جون من رو به لب برسونه جاي ديگه آتيش بسوزونه
ندونستم که غريبه , هرچي باشه يه غريبست ندونستم که غريبه , هرچي باشه يه غريبست
|