|
|
|
|
|
|
|
صنوبر Lyrics |
يه صنوبر لب يك آب قد كشيده قد آفتاب
روی پاهاش بوسه ماه روی شونش سر مهتاب
چند تا قمری هراسون بودن از طوفان گريزون
توی قلبش خونه كردن شد صنوبر جون پناشون
باد نامرد بی امون بود قمريا هم تشنشون بود
برای چيكه آبی به صنوبر چشمشون بود
ديد كه بركه رفته تو خواب شاخه اش و زد به دل آب
چند تا قطره روی يك برگ واسه قمری آی بی تاب
يهو پيچيد باد ولگرد دور شاخه مثل يك درد
شاخه می شكست و انگار از تن افتاد دست يك مرد
همه شاخه ها شدند خرد قامتش هم تاب نياورد
رو زمين شكست و طوفان قمری ها رو با خودش برد
يكی داد و يكي بيداد قصه شونم نرفته از ياد
بوده مردی از صنوبر بود نامردی ام از باد
| |
فرستنده متن : ppm
|
|
|
|
|

IranSong on Facebook

IranSong on Twitter
|